تو خاورمیانه کمتر کشوری پیدا می‌شود که اندازه ایران هم‌زمان این‌همه...

@ahmadreza219
Ahmadreza Mollahoseyni@ahmadreza219
12 views Jul 10, 2026
Advertisement
1
تو خاورمیانه کمتر کشوری پیدا می‌شود که اندازه ایران هم‌زمان این‌همه توان صنعتی و مهندسی داشته باشد؛ از فولاد، مس، آلومینیوم و پتروشیمی تا خودرو، لوازم خانگی، تراکتور، ماشین‌آلات صنعتی، توربین، ژنراتور، ترانسفورماتور، تجهیزات نفت‌وگاز، پالایشگاه و نیروگاه.

یعنی ایران فقط مواد اولیه ندارد؛ توان ساختن هم دارد. هم مهندس دارد، هم کارخانه، هم بازار ۹۰ میلیونی، هم انرژی و معدن.

اما تناقض تلخ اینجاست که اقتصادی مثل ترکیه با منابع طبیعی خیلی کمتر، و عربستان با تنوع صنعتی پایین‌تر، GDP و ثروت بیشتری ساخته‌اند.

چرا؟

چون داشتن کارخانه به‌تنهایی ثروت نمی‌سازد. کارخانه باید سودده، رقابتی، پربازده و متصل به بازار جهانی باشد.

ایران ظرفیت صنعتی دارد، ولی بخش بزرگی از این ظرفیت زیر ۵۰ یا ۶۰ درصد کار می‌کند. کارخانه ساخته‌ایم، اما یا مواد اولیه ندارد، یا برق و گازش قطع می‌شود، یا سرمایه در گردش ندارد، یا محصولش بازار صادراتی ندارد.

قیمت‌گذاری دستوری هم بخش بزرگی از صنعت را فلج کرده؛ خودروساز زیان می‌دهد، پول قطعه‌ساز را دیر می‌دهد، نیروگاه انگیزه سرمایه‌گذاری ندارد، تولیدکننده مجبور است زیر قیمت اقتصادی بفروشد و سودی که باید صرف توسعه و تحقیق شود، از بین می‌رود.

تورم مزمن و بی‌ثباتی ارز هم محاسبه اقتصادی را نابود کرده. وقتی بنگاه نمی‌داند مواد اولیه، ارز، نرخ بهره و هزینه تولید سه ماه دیگر چقدر است، طبیعی است که سرمایه به‌جای کارخانه و فناوری برود سمت ملک، طلا، دلار و سوداگری.

تحریم فقط فروش نفت را نزده؛ انتقال پول، بیمه، حمل‌ونقل، واردات ماشین‌آلات، خرید فناوری، تأمین قطعات و صادرات را هم گران و پرریسک کرده. ایران شاید یک توربین یا ماشین‌آلات خوب بسازد، اما وقتی نتواند فاینانس، ضمانت بانکی، خدمات و قرارداد بلندمدت بدهد، در بازار جهانی شکست می‌خورد.

ما محصول می‌سازیم، اما کمتر اکوسیستم تجاری ساخته‌ایم. دنیا فقط خودرو و توربین نمی‌فروشد؛ برند، نرم‌افزار، خدمات پس از فروش، قطعه یدکی، لایسنس، تعمیرات و قرارداد ۲۰ساله می‌فروشد. بخش بزرگی از سود واقعی دقیقاً همین‌جاست.

مدیریت دولتی و شبه‌دولتی هم مشکل دیگری است. خیلی از بنگاه‌های بزرگ بر اساس بهره‌وری و بازده سرمایه اداره نمی‌شوند؛ حفظ اشتغال سیاسی، پروژه تکلیفی، مدیر سفارشی، قیمت مصنوعی و خرید رانتی بر منطق اقتصادی غلبه می‌کند.

نظام بانکی هم به‌جای تأمین نوآوری، اغلب زیان را تمدید می‌کند. شرکت ناکارآمد به‌خاطر نفوذ و اهمیت سیاسی دوباره تسهیلات می‌گیرد، اما شرکت کوچک فناور و صادراتی ممکن است سرمایه نگیرد. یعنی پول به پربازده‌ترین فعالیت نمی‌رود؛ به پرنفوذترین فعالیت می‌رود.

انرژی ارزان هم برای ما مزیت پایدار نساخته. چون وقتی برق و گاز را خیلی ارزان می‌دهی، انگیزه بهینه‌سازی و سرمایه‌گذاری از بین می‌رود. نتیجه این می‌شود که کارخانه انرژی ارزان دارد، ولی تابستان برق ندارد و زمستان گاز.

بازار بسته و حمایت دائمی هم کیفیت جهانی نمی‌سازد. وقتی تولیدکننده مطمئن است مشتری داخلی انتخاب دیگری ندارد، فشار کمتری برای کاهش هزینه، طراحی بهتر، کیفیت بالاتر و تحویل به‌موقع حس می‌کند.

مهاجرت نیروی متخصص و فرار سرمایه هم ضربه آخر است. ماشین‌آلات بدون مهندس، مدیر، طراح، برنامه‌نویس و تکنسین ماهر، فقط آهن و بتن‌اند.

حتی رشد فروش شرکت‌ها هم همیشه به معنی خلق ثروت نیست. فروش ریالی ممکن است سه برابر شود، ولی اگر ارز و مواد اولیه هم سه برابر شده باشند و تیراژ ثابت مانده باشد، رشد واقعی اتفاق نیفتاده.

مشکل ایران «ناتوانی در ساختن» نیست؛ ایران خیلی چیزها را می‌تواند بسازد. مشکل، ناتوانی در تبدیل ساختن به بهره‌وری، صادرات، سود، سرمایه‌گذاری مجدد و درآمد سرانه است.

ترکیه شاید نفت و گاز و مس ایران را نداشته باشد، اما کارخانه‌اش برای بازار اروپا تولید می‌کند و مجبور است کیفیت، قیمت و زمان تحویل جهانی داشته باشد. عربستان هم درآمد منابعش را با سرمایه، فناوری، زیرساخت و اتصال مالی جهانی ترکیب کرده.

ما کارخانه داریم، مهندس داریم، بازار داریم، انرژی و معدن هم داریم؛ چیزی که کم داریم ثبات اقتصادی، رقابت واقعی، مالک پاسخ‌گو، نظام بانکی سالم، قیمت‌گذاری منطقی، تجارت آزادتر، برند جهانی و اتصال به زنجیره ارزش دنیاست.

ایران از نظر صنعتی فقیر نیست؛ از نظر حکمرانی اقتصادی، بخش بزرگی از ثروتش را هدر می‌دهد
Actions
What You Can Do
  • Download as PDF
  • Save to Notion
  • Export as Markdown
  • Visual Editor
  • LinkedIn & Instagram Carousel Maker
Create Free Account

Includes 7-day Premium trial

Advertisement